مرتضى مطهرى

31

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

موجود از اسارت طبيعت بود ، ولى اين آزادى نه چيزى مطلق بلكه بالنسبه به جانداران قبل از انسان بوده . بشرهاى ابتدايى هنوز هم تحت تأثير محركات غريزى و طبيعى بودند و به تدريج كه شعور و قواى ارادى در آنها رشد يافت ، از تعلق و اسارت طبيعت آزادتر گرديدند . در جامعهء انسانى نيز در اولين مراحل تكوين و تكامل ، وابستگيهاى افراد به هم ناشى از غرايز درونى يا عوامل طبيعى و محيطى بود . در اجتماعات اوليه ، عناصر اقليمى و طبيعى و بعدها عاطفى و خانوادگى و قبيلگى در بافت وجدان جمعى عامل اساسى بود ولى در جامعهء رشيد و تكامل يافته كه عناصر ديگرى وارد صحنهء تأثير بر روى روابط وجدانى و اجتماعى افراد انسان مىشود ، نقش و اثر عوامل طبيعى مِن جمله شرايط اقليمى ناچيز و ناچيزتر مىگردد . امروزه كشورها و ملتهاى بسيارى را در منطقه‌اى معين و شرايط اقليمى و طبيعى مشابه مىيابيم كه نه فقط با هم يك مليت را نمىسازند ، بلكه اختلافات و تضادهاى زيادى نيز دارند . مليت هندو را با مليت مسلمان در شبه قارهء هندوستان مىيابيم كه با شرايط اقليمى و طبيعى مشابه زيست مىكنند ولى هرگز آن پيوند جمعى را كه حاكى از يك مليت باشد ندارند ، يا ملت انگليسى و ايرلندى را مشاهده مىكنيم كه عليرغم سوابق تاريخى و نژادى و زبان ، تفاهم و توافق سازندهء يك مليت درميان آنها وجود ندارد . بر عكس ، بسيارى از كشورها و ملتهاى جهان سوم را در اين روزگار مىيابيم كه با وجود هزاران كيلومتر فاصله و تفاوت شرايط طبيعى و اقليمى و حتى زبان و نژاد و تاريخ و غيره ، با هم پيوندهاى عميق دارند ، همچون الجزاير با كوبا يا با ويتنام و فلسطين و . . . تمام عوامل فوق كه از طرف نويسندگان غربى به عنوان مبانى و مايه‌هاى مليت ذكر مىشوند ، همگى عناصر و نشانه‌هاى نخستين براى تعريف ملتهاى موجود و تميز آنها از يكديگر توانند بود ، چنان كه عناصر يكصدوچندگانهء طبيعت هم هر يك با خواصى فيزيكى و شيميايى شناخته و تعريف مىشوند اما اين خواصى كه در نخستين مشاهده و برخورد و بينش و معرفت اوليه و سطحى به دست مىآيند ، كنه واقعيت مكنون در اشياء نبوده و با عميق شدن تحقيق و گسترش بينش و معرفت ، در زير اختلاف ظاهرى عناصر دنياى درون اتم و زير هسته‌ها كشف مىگردد و معلوم مىشود كه اين عناصر متعدد نمودها و جلوه‌هاى واقعيت درونىتر هسته و تعداد الكترونها هستند ؛ تنها كميت آنها در درون اتم موجب ظهور و جلوهء عناصر گوناگون مىشود . به همين ترتيب ، در زير اين عوامل و عناصر تشخيص و تعريف و سازندهء مليت - كه در بالا به پاره‌اى از آنها اشارت رفت - بايستى در جستجوى